|
کدر
|
||
|
آوارهای بیوارگی |
استاد پروستات داشت
درس می داد
دست می داد
یک دست
دو دست
نون بیار کباب ببر
با استاد هم بازی؟!
استاد دست بر نمی داشت
دست ، بر داشتنی نبود
شیرینی که نیست
یکی عصاست
یکی عینک است
پشت عینک چیزی هیزی
پشت سرت در را هم ببند
بفرما شیرینی
ترم پروسه ایست دراز
راز این ترم کلفت است
دست را بیار
دست آوردنی نیست ، چایی که نیست
فقط جهت یاد آوری!
استاد بــســّه
بسته ی پیشنهادی استاد:
کون بیار کتاب ببر
من بازی نیستم استاد پروستات
من هم بازی نیستم استاد پروستات
استاد دست برد
ایستاد؛ دست ها بالا
استاد باورش نشد
قطره
قطره
قطره
.
.
.
.
مــــُـــــــرد!
|
|