|
کدر
|
||
|
آوارهای بیوارگی |
تو خلاصه شده ای در سوراخ های تو
جنب جلیغه نجات من
و فواره از فرودهای تو بود
و ناخن در گوشت من
من بندری ام و به ندرت بند می آی ی ی ی ـــ لامصّب ِ مسخ
در مسح کشیدن ات مست ِ لایعقل
لااقل آرام تر
قلاب ماهی کیری که لای لزجت نمی کونی
لــِـنگ گفتند
چرا لـَــنگ می شنوی؟
چرا دولا دولا می روی؟
دلار را در حلق ام نکن حلقوی
چرا وقتی پای چپ ات به راست
پای راست ات سر راست
سرپا می شاشی که بگویی مــَردی؟
نقل قوللک پر داشته
ریده بر سطرهای زیر ( همیشه سر به زیر می رید)
میدان ساعت : دیـنـگ دَنــگ
دین گه گرفت
دَنگ، سر به راه
پای چپ مونولوگ خودش
پای راست مونولوگ خود
دنگ سکان تعادل است
یک مساوی است با
خشنود از نسلی
که چشم بد کور
که چشم بد کوزه
ندید خیاطی در اشک غوطه ور را
جایی برای جاکیری عشق
جایی برای جاکیری عقل
خیاط ِ د و زندگی شان
خشتک ِ دوبار مصرف
به دنگ ِ صورتی ، آبی ، قرمز ، بنفش
سکان داد : 20 شرجی به سمت ِ مست
70 بوسه به مست ِ سست
یک داغ به داخل پرانتز عاشق
یک راست پنجگاه به کون شاعر
مجددن
یک راست پنجگاه به کون شاعر
مجددن
یکراست پنج بار به کون شاعر قسم
دنگ ِ من افتاد دنگ صدا داد دنگ
موزیک هرچه به من می رویَد
دنگ به من نمی رویاند
این کم رویی
محصول توالت های صدا دار است
تف ِ سر بالاست
می رود ، بر می گردد به روی ات می آورد : جـَـلقی!
|
|