|
کدر
|
||
|
آوارهای بیوارگی |
میان آستین ات نه دشنه ای
نه ضحاک
ترکیبی از گوشت و خون و استخوان
پنهان
شیر می دهی که
که هی
طول بکشم و مار نشوم عاقبت
من طولانی ترین بچه ام میان آستین ات
دستی ام
نا اهل ام
تخم می گذارم
و میان پاهایت آب می شوم
ترکیبی از پوست و ناخن
شیر بیشه
شیر بی شیشه
پاشده پاشیده
به سینه و سر و صورت و
یک جای بی نام
یک جای با اشاره
یک جای بیجا
تخم
مِی
گزارش سقوط از شیر آب
شیرجه
زنی
نیز
پنهان تخم می گذاشت
میان آستین ات
تلخ
طولانی
تنها . . .
|
|