تبليغاتX
کدر
 
کدر
 
 
آوارهای بیوارگی
 
 

کبریت لای استخوان چرخید

خط به خط اعتراف آمد از ما

روی آسمان سیاه شد

بارید از پشت میله ها

با رعد در بی برقی اتاق

و ناخن که از پا می جهید

کشیده ای در کف بی انتها

و جای سینما در ادرار خون کم بود

و مرگ از گردن مان آویزان

روی طناب سفید شد

کبریت لای استخوان چرخید

مردی به سرش زده بود دیوار

و از بس کشیده بود در سالن

دست از پا درازتر

و پاییز از انحنای بازو در می رفت

کسی در حیاط می ریخت

و دمپایی تاول می زد

بر گرده هامان شوالیه ها بود

خدا دزدکی ما را نگاه می کرد

و بوی شاش محیط را دور می زد

و در رگ هایمان گلوله می رویید

قنوت در رقص ما کافر شده بود

و ناز زندان از پیش شان زنا

به ما که می رسید

نبض هایتان را بزنید

 |+| نوشته شده در  سه شنبه 5 آبان1388ساعت   توسط بامداد پاییزان  | 
 
  بالا