|
کدر
|
||
|
آوارهای بیوارگی |
از اتاقم کم شده بود
بی حرف ، بی سواد ، بی لیوان
و عطر در زیر حواس پرتی ام
شکل جا به جای عشق
اینجا
گربه در چشم صورت می شوید
سکوت می ماند پشت در
دراز می کشم
سقف
سفید
پی در پی ترک
از من تا سقف ، لیوان
از تو بی حرفی
اتاق که تقصیر نداشت
پاها را اشتباهی در لنگه کفش کردیم
شماره ات اشتباه بود
بوی اشغال می زد
تقصیر شما نبود
سکه اشتباه بود
بهار را زندانی کنی
سکه می شود
انقلاب یعنی همین
صفر را بسته اند
و سگ را گشاده
دستت رابده ما بیشتریم
نسبت ما با هم؟
دو به یک یا یک به دو یا اول شما
وارد که می شوی
حسابی که وارد می شوی
فراموش می کنی
با ماشین حساب حساب
با ما نه
با ماشین مدل بالا
با مادرم شاید آمدیم
که چی؟
که با ما شین.
پاشین
چی؟
پاشین برین
با چی؟
دسته گلتون!
حالا ما «شین» نداریم
تقصیر عشق نیست
عـُق زدن را فراموش کرده ایم
بی حرف
بی سواد
بی لیوان!
|
|