|
کدر
|
||
|
آوارهای بیوارگی |
استاد پروستات داشت
درس می داد
دست می داد
یک دست
دو دست
نون بیار کباب ببر
با استاد هم بازی؟!
استاد دست بر نمی داشت
دست ، بر داشتنی نبود
شیرینی که نیست
یکی عصاست
یکی عینک است
پشت عینک چیزی هیزی
پشت سرت در را هم ببند
بفرما شیرینی
ترم پروسه ایست دراز
راز این ترم کلفت است
دست را بیار
دست آوردنی نیست ، چایی که نیست
فقط جهت یاد آوری!
استاد بــســّه
بسته ی پیشنهادی استاد:
کون بیار کتاب ببر
من بازی نیستم استاد پروستات
من هم بازی نیستم استاد پروستات
استاد دست برد
ایستاد؛ دست ها بالا
استاد باورش نشد
قطره
قطره
قطره
.
.
.
.
مــــُـــــــرد!
تو خلاصه شده ای در سوراخ های تو
جنب جلیغه نجات من
و فواره از فرودهای تو بود
و ناخن در گوشت من
من بندری ام و به ندرت بند می آی ی ی ی ـــ لامصّب ِ مسخ
در مسح کشیدن ات مست ِ لایعقل
لااقل آرام تر
قلاب ماهی کیری که لای لزجت نمی کونی
لــِـنگ گفتند
چرا لـَــنگ می شنوی؟
چرا دولا دولا می روی؟
دلار را در حلق ام نکن حلقوی
چرا وقتی پای چپ ات به راست
پای راست ات سر راست
سرپا می شاشی که بگویی مــَردی؟
نقل قوللک پر داشته
ریده بر سطرهای زیر ( همیشه سر به زیر می رید)
میدان ساعت : دیـنـگ دَنــگ
دین گه گرفت
دَنگ، سر به راه
پای چپ مونولوگ خودش
پای راست مونولوگ خود
دنگ سکان تعادل است
یک مساوی است با
خشنود از نسلی
که چشم بد کور
که چشم بد کوزه
ندید خیاطی در اشک غوطه ور را
جایی برای جاکیری عشق
جایی برای جاکیری عقل
خیاط ِ د و زندگی شان
خشتک ِ دوبار مصرف
به دنگ ِ صورتی ، آبی ، قرمز ، بنفش
سکان داد : 20 شرجی به سمت ِ مست
70 بوسه به مست ِ سست
یک داغ به داخل پرانتز عاشق
یک راست پنجگاه به کون شاعر
مجددن
یک راست پنجگاه به کون شاعر
مجددن
یکراست پنج بار به کون شاعر قسم
دنگ ِ من افتاد دنگ صدا داد دنگ
موزیک هرچه به من می رویَد
دنگ به من نمی رویاند
این کم رویی
محصول توالت های صدا دار است
تف ِ سر بالاست
می رود ، بر می گردد به روی ات می آورد : جـَـلقی!
از پاهای گرفتنم از گیلاس
مرا به خرگوش اهلی می ماند
چشم قرمز
شاشیده بر پیمانه های درست اندازه
درست اندازه بگیر 15 سانتی ِ من
متراژ کون مدوّر است
و دروغ 2 سانتی متر ِ اضافی است
مرا از لایه های گوش فیل انداخته اند
گوش شیطان کر
یه پا گیلاس ام آرزوست
یه پاچه ام کو نیست؟
یه پاچه ام کونیست
پاچه ی دیگرم میراث پدری است
لــَخت ، لـــُخت ، سخت ، سس
جــیـــــــــــــــــــــــــــــــز
و باکره ای که از گوش هایش
گیلاس قرمز
چشم سفید
با پیمانه های لیمویی
با خرطوم شیطان راست
و چند سانتی متر دروغ
در موی رو به طاس ، سیخ
سیب معلق حوا
هوای داغ خیس ، سیبل
سرباز فعل امر نیست به چه نگاه می کنی؟
سوراخ ِ لانه ی خرگوش ، سوبل
لیموی بال بال ِ دوبل
سرباز ِ فعل امر
امری نیس؟
One min plz
من بدین طریق پا گرفته ام یـــا همچنان گیلاس ام آرزوست!
سقف از سر برداشته بودیم
عشق مترجم بودن بود
دست از هم کشیدیم سیگار کنار دیوار
دود شدی رفتی هوا
پکی عمیق بودی
کسی که نه کنار دیوار می ماند
نه زیر سقف
غول چراغ جادو
سفید
که مرا از هیچ متمایز می کرد
دست اثبات من می شد
پک ها قطار
ساعت ایستگاه روی تیک تاک
پــک تـیک
تـــو تــاک
پیچیده در کاغذ سیگار
طعم ِ نفس تیک
نفس نفس تاک
انگور خوشه کرده از سقف
دود چراغ خاموش تیــک
مردی به رویاهای خویش تـاک
سیگار پشت سیگار تیک
عشقی گریخت تاک
قطار از من گذشت تیک
زمان از سقف آویخت تاک
عشق ترجمه رفتن تیک
باز سهم من ، ماندن تاک
20:12 20/12/86
آدم های تنها
آدم هایی که تنها می افتند
آدم هایی که از تنهایی می افتند
من
از آدم های تنها
تنها از آدم هایی که از تنهایی می افتند
تنهاترم
من تنها
از آدم هایی که از تنهایی می افتند
به جان هم
نیستم
من خودم ام ـــ هر چند که مطمئن نیستم ـــ
بیشتر از آنکه خودم باشم
تنهام
و بیشتر از آنکه تنها باشم
افتاده ام
میان آدم هایی که ...
لابد باور نمی کنی
می دانم
من از باورت هم افتاده ام
باور کن که تنهام
همین .
۲۹/۱۲/۸۶ ۲۱:۴۸
|
|