|
کدر
|
||
|
آوارهای بیوارگی |
دست ها بالا
چند خط فرصت بدهم اعتراف کنید؟
اعتراف کنید
همه ترسیدند و اعتراف کردند
و آنقدر اعتراف کردند
اعتراف کردند
اعتراف کردند
که دچار فتخ شدند
اعتراض کردند
و باز هم اعتراض کردند
تا اینکه کسی گفت
دست ها بالا
همه ترسیدند
دست ها بالا رفت
و بالا رفت
و باز هم بالا رفت
|
|