|
کدر
|
||
|
آوارهای بیوارگی |
همین دیروز پایم گم شد
لای نامه ها نبود
نبودی
پیام گذاشتم
از لای در
نامه ی چار ضلعی
پایانش هنوز پا داشتم
یادم نیست
پای ماندنم نیست
پای رفتنم چرا
چرا چی؟
چرا از لای در ؟
چرا اضلاع در گم شد ؟
همین دیروز
همین دیروزکه نبودی
نه لای من
نه لالایی نامه ها
پاداش پاداشتنم نیست
آنهم پای رفتن
وقتی که نیستی
وقتی که پایم گم شد
راه یخ بست
جاده جمعه شد
گم راه شدم
پای رفتنم ماندم
میان آستین ات نه دشنه ای
نه ضحاک
ترکیبی از گوشت و خون و استخوان
پنهان
شیر می دهی که
که هی
طول بکشم و مار نشوم عاقبت
من طولانی ترین بچه ام میان آستین ات
دستی ام
نا اهل ام
تخم می گذارم
و میان پاهایت آب می شوم
ترکیبی از پوست و ناخن
شیر بیشه
شیر بی شیشه
پاشده پاشیده
به سینه و سر و صورت و
یک جای بی نام
یک جای با اشاره
یک جای بیجا
تخم
مِی
گزارش سقوط از شیر آب
شیرجه
زنی
نیز
پنهان تخم می گذاشت
میان آستین ات
تلخ
طولانی
تنها . . .
|
|