تبليغاتX
کدر
 
کدر
 
 
آوارهای بیوارگی
 

 

قبر پدربزرگ

 

قبر قـلقـلک

 

قبل از چای و پولکی

 

سبیل چارلی چاپلین

 

شاپـو

 

عصا نداشت

 

به جایش

 

با میکروفون گلو می زد

 

پنجره ی حرفش خالی بود

 

و آبگوشت

 

و آش

 

و نوه هاش

 

و َ مثل همه ی پدربزرگها ، پدربزرگ بود

 

با عینک

 

بی عینک

 

جایش خــالــــیـــــــــــــــســــت !

 |+| نوشته شده در  دوشنبه 30 مرداد1385ساعت   توسط بامداد پاییزان  | 

گوگوش یک پدیده در آوازه خوانی است . وقتی گوگوش به دنیا آمد من در تعطیلات بودم . تعطیلات جزعلاقه مندی های من است . چیزی است که می توانی بستنی بخوری و گوگوش گوش دهی . به غیر از آن می توانی با پسر کوچیکت سر نخریدن یک دوچرخه ی قرمز که یک سبد و یک قمقمه ی آب ( سبز ِ یشمی ) دارد هم کل بزنی . کل زدن من بسیار بامزه است ، باور نمی کنین ؟ حب حق ندارید باور نکنید چون منو نمی شناسید . شما فقط حق دارید این متن را بخوانید باقیش به شما مربوط نمی شود ، مثلن اینکه الآن در بولیوی چه می گذرد چه ربطی به شما دارد ؟ یا اینکه در عریستان جلادی هست که کله ی مجرمان را با شمشیر قطع می کند ؟ حتمن باور نمی کنید هان ؟ خب باید بگویم که بله در عربستان جلاد هست . خوبشم هست . یادم می آید که یک بار خبرنگار گاردین با یکی از این جلادها مصاحبه کرده بود . از جلاد پرسیده بود : آیا خانواده ات از شغلت راضیند ؟

ــ بله ، اونا از کاری که من می کنم رضایت دارند . مثلن پسر ارشدم شمشیرم را تمیز می کند و همسرم موقع رفتن برایم دعا می کند .

ــ عجب

ــ آنقدر ها هم که فکر می کنید عجیب نیست

ــ آخه دیگه تقریبن در هیچ جای دنیا ( البته غیر از قبایل بدوی) این شیوه ی اعدام بکار گرفته نمیشه.

ــ این دستور پیامبر ( (ص) ) ماست و من هم مجری حکم خداوند هستم .

ــ واقعن فکر می کنی این حکم خداونده؟

ــ بله ، مطمئنم که اینطور است

ــ خب پس چرا از راه های متداول اعدام  مثل صندلی الکتریکی و تزریق استفاده نمی کنید ؟

ــ قبلن هم گفتم ، این دستور اسلام است . قصاص با یک ضربه ی شمشیر

ــ خب بهتره ازین بحث بگذریم . تا به حال پیش اومده با یه ضربه کسی نمیره و زنده بمونه ؟

ــ نه

ــ اوهوم

ــ برای من اتفاق نیفتاده . من می دانم چطور ضربه بزنم . یک ضربه ی خوب باید سریع ، قوی و دقیق باشد . شما باید بدانید که به کجای گردن ضربه می زنید .

ــ شما فقط گردن می زنید؟ ( انگار داره گردن مرغ رو میگه )

ــ نه ، قطع ید هم می کنیم

ــ اونجا آبا احساس دلسوزی نسبت به کسی که دستش ُ قطع می کنین ندارین ؟

ــ نه ، وقتی خود آن شخص دلش برای خودش نمی سوزد ...ۀیغلی وئئلب( صدا نامفهوم ، ظاهرن نوار جمع شده ) ... آن شخص از جریمه ای که در انتظارش است آگاه است .

ــ خب ، آدمی که دستش قطع میشه چطور گذران زندگی کنه ؟

ــ ( دوباره نوار جمع شده ، من با کمال پررویی می نویسم این قسمت را جلاد عرب به دادن فحش های رکیک و نعوذباللهی پرداخته است و شما هم حق ندارید باور نکنید )

ــ میشه توضیح بدین ؟

ــ بله ، بعد از اینکه مجرم قصاص می شود ، من به خانه ی آن شخص ( مرحوم ) می روم و هر کمکی که بتوانم به همسر و فرزندانش می کنم .

ــ بعد از اجرای حکم وقتی به خانه بر می گردین ، استقبال خانواده تان چطوره ؟

ــ همسرم از اینکه حکم بدون کم و کاست اجرا شده است شکرگزاری می کند و پسرم ( پسر ارشدشان احتمالن ــ گاردین ) خون روی شمشیر را پاک می کند ( این یعنی روحیه ) و دخترم روی پایم می نشیند . بعد شمشیر را تـیز می کنم و برمی دارم تا اجرای حکم بعد .

خبرنگار گاردین در انتهای گزارشش می پرسد آیا باور می کنید ؟

« باور کن چشم منو باور کن  که یک قصیده خواهشــــــــــه ...» این یعنی آنچه من می خواهم شما بخواهید . این یعنی یک پدیده در آوازه خوانی . یعنی بنشینید و حال کنید . شما برای این کار به یک ضبط صوت نیاز دارید و کمی تعطیلات . آااااه تعطیلات ! یادم رفت بپرسم آقاس جلاد در تعطیلات چه می کنید ؟

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه 5 مرداد1385ساعت   توسط بامداد پاییزان  | 
 
  بالا